کارتتون رو بدین، میریم یه دور میزنیم بر میگردیم !!!!!!

 کارتتون رو بدین، میریم یه دور میزنیم بر میگردیم !!!!!!

کارتتون رو بدین، میریم یه دور میزنیم بر میگردیم !!!!!!

این یکی از آشنا ترین جمله ها برای اکثر ایرانیهاست .کلا ملتِ ”  دور میزنیم برمیگردیم ” ی هستیم ………نه، نه، ببخشید شما رو نمیگم. خودم رو عرض کردم. شما که زبونم لال بشه اگه جسارت کنم خدمتتون.

بله داشتم میگفتم؛ من، ملتِ دور زدن هستم . یعنی اصل” سرکار گذاشتن و فیلم بازی کردن” جزو برترین اصول زندگانی منه . من از فروشنده جوراب بگیر تااااااااااااااااا فروشنده ملک و سوپریِ سر کوچه و حتی عیال وخانواده رو دوست دارم سرکار بذارم . یه جمله معروف هم دارم و اون اینه که ” شما تا چه ساعتی هستی؟ کارتت رو بده من میرم یه دور میزنم برمیگردم “. یعنی دیده شده که با خانومم رفتیم خونه پدر زن. من چون حوصله شون رو نداشتم به حاج آقا گفتم: حاجی تا چه ساعتی بیداری؟ من برم یه کار واجب دارم انجام میدم برمیگردم ……………………..و البته که هنوز برنگشتم.

هیچوقت هم نمیشینم با خودم فکر کنم علت اینکه اینهمه بلا سر من میاد چیه؟ چرا سر کمتر ملتی اینهمه درد و بلا میوفته؟ البته خب کمی که فکر کردم و توی تاکسی که نشستم و توی مهمونیهای اقوام به این نتیجه رسیدم که  آقا، همه ش تقصیر دولته ها . من دروغگو و دورو و پر توقع و متکبر و خودشیفته و احمق بار اومدم تقصیر دولته . اینکه من همه جا دروغ میگم، برای پول هرکاری میکنم، از همه ملتهای دنیا طلب دارم، خودم رو خیلی تحویل میگیرم، برای همه راهکار ارائه میدم اما خودم ته چاهم و صدتا محاسن دیگه، تقصیر دولته .اصلا دولت منو زاییده . تربیتم به عهده دولت بوده و خوبیهام به مامان و بابام رفته و اگر یک درصد ناخالصی دارم تقصیر دولته . اما ……………..

بله اما، من خودم اینقدر باحالم که دولت رو هم دور میزنم تا انتقام سختی ازش بگیرم .بدین صورت که؛ لازم که باشه میام توی خیابون واسه خاطر روی ماه دولت حنجره م رو هم پاره میکنم، در همه انتخابات هم شرکت میکنم، یه آشنا توی دولت پیدا میکنم که کارم رو راه بندازم و مجوز بگیرم،  ولی میرم خونه میشینم پای اخبار من و تو و فحش رو میکشم به راسته و پهنای دولت . میبینین؟ من خیلی هم زرنگم که توی انتخابات کاغذ سفید انداختم توی صندوق و با اینکارم اون انتقام سختی رو که وعده داده بودم به انجام رسوندم . به به من چقددددددددر باحالم…..یه کف مرتب به افتخار من

یا مهاجرت میکنم یه کشور دیگه؛ از پیر و جوون و کوچیک و بزرگ و رییس و سفیر طلبکارم که من دارم بهتون پول میدم چرا فدام نمیشین ؟ چرا اونی که من میگم نمیشه ؟ چرا منو روی سرتون نمیذارین حلوا حلوام نمیکنین ؟ اما به محض اینکه سروکارم به اداره پلیس و مهاجرت میوفته اینقدر مودب و متین میشم و با گردن کج وایمیستم که مامور لطف کنه اقامت منو تمدید کنه . به محض بیرون اومدن از اداره هم دوباره فحش رو میکشم به راسته و پهنای مامور و پدر و جد و آبادش که من لطف کردم در مملکت شما اقامت کردم، برای تمدیدش ناز میکنی برام فلان فلان شده؟ نذار دهنم باز بشه بگم همین ما بودیم که شما رو آدم کردیم .

میرم خونه بخرم. یارو منو میبره یه خونه حالا بد یا خوب نشونم میده. اگه بد باشه، جلوی روی یارو تعریف میکنم که به به چه خونه ای، چه آشیونهء عشقی، چه خوشگل و ملوسی…….بعد به یارو میگم تا چه ساعتی هستین؟ ما میریم یه دور میزنیم برمیگردیم حتما میایم خدمتتون. اصلا غیر از شما کسی رو نمیشناسیم که ……….. البته یارو هنوز نشسته که من برگردم. اما من زرنگم و برنمیگردم هاهاها ….. اگر هم خونه بد باشه که جلوی یارو میزنم توی سر خونه که یه وقت پر رو نشه فکر کنه خونه خوبی به من نشون داده. اصلا هم اشتیاق نشون نمیدم و باز کارتش رو میگیرم و میرم که برگردم اما یه جوری رفتار میکنم که اون التماسم کنه برگردم.

دیگه براتون نگم از اعتقادات مذهبی و عِرق ملی که آخر همه دو دره ها وبازیگرهام. یعنی لازم باشه یک لائیک به تمام معنا میشم که همین دیروز توی امامزاده شمع روشن میکرده .من کلا خدا رو هم قبول ندارم اما بچه م که مریض میشه نذر میکنم یه سفر برم پابوس و عاشورا قیمه بدم.حتی توی ناف لس آنجلس هم که باشم و هر شب هم برم دیسکو؛ اما روضه حضرت رقیه و سفره سبز امام حسن فراموش نمیشه. دلیلم هم اینه که این به جای خودش، اونم به جای خودش، منم جای خودم.

وطنم هم که دیگه پارهء تنم …….اگر یه اتفاقی بیوفته، سلبریتیهای همه دنیا به جای اظهار تاسف، کمک میلیون دلاری میکنن اما سلبریتیهای ما غیر از چندتایی که همیشه اول صف مردونگی هستن، بقیه عین دبیرکل سازمان ملل میمونن؛ فقط ابراز تاسف میکنن. یکیشون هم که غلط اضافه میکنه و میاد توی تلویزیون، دوکلمه حرف میزنه، پیام بازرگانی جفت پا میپره وسط حرفش و دو سه روز بعد یه نادم نامه منتشر میکنه که ببخشید وسط پیام بازرگانی شکر خوردم. خود من هم عاشق وطنم هستم و آریایی خالص. هر کی درمورد وطن حرف بزنه رگ گردنم میزنه بیرون، اما موقعی که باید کمک ملت و پارگیهای تنم باشم، متاسفانه کارت وطنم رو میگیرم ومیرم یه دور بزنم و برگردم.

همین الان، در حالیکه پشت فرمون نشستم که بریم با بچه ها دشت و دَمَن، یه استوری میذارم توی اینستا و هشتگ هموطن بتمرگ توی خونه ت. بله من کارت خودم رو هم میگیرم که برم یه دوری بزنم و برگردم .

بطور کلی من یه دهنِ باز هستم که همیشه در حال حرف زدنم. آدمی هم که زیاد حرف میزنه برای پر کردن کُنداکتورش باید اراجیف و دری وری هم بگنجونه توی برنامه ش دیگه.

کسی هم نیست که به من یه چیزایی رو گوشزد بکنه.

من حتی جرات ندارم به فروشنده خونه یا واسطه ش، به فروشنده جوراب، به سوپری سر کوچه راست بگم و راحت توی چشمشون بگم که: از این خوشم نیومد. ممنونم.
من همون ملتی هستم که وقتی مهاجرت میکنم با خودم نمیگم: اینجا انتخاب منه. بد یا خوب. اگه ناراحتم میتونم برگردم یا برم جای دیگه. کسی برام فرش قرمز پهن نکرده بود.

من همون ملتی هستم که همه چیز تقصیر دولته، اما نمیدونم که این ملتها هستند که اجازه حکومت به دولتها میدن. هر ملتی لایق همون دولتیه که داره براش مالیات تعیین میکنه.

و من همون ملتی هستم که هیچوقت نمیشینه بطور جدی با خودش فکر کنه که چرا من اینجوریم ؟ چرا من اینقدر دو رو و دروغگو و ترسو بار اومدم ؟ چرا جرات ندارم راست بگم و بدتر از اون، چرا دلم نمیخواد راست بشنوم ؟

قطعا این نوشته در مورد شما خواننده محترم فهیم نبود. من راجع به خودم نوشتم. شما که خیلی بزرگواری و من از شما خیلی هم خوشم میاد. شما هرگز دروغ نمیگی و سیاه بازی در نمیاری . راستی  شما تا چه ساعتی هستین؟ من برم یه دور بزنم و برگردم.

شراره مهبودی

مقالات مرتبط

3 نظر

  • مسئول و يا مدير وبسايت عزيز ( يا هرچي) نميدونم كه اين مطلب به قلم خودتون بود يا سرقت ادبي. منبع كه نداشت پس نتيجتا خودتون نوشتيد چون شما كه مثل ما نيستيد كه سارق اثار ديگران باشيد.
    ببخشيد كه ما ملت ايران خيلي بي چشم و رو تشريفداريم و شمايي كه رفتي توي مملكت غريب يك دفتر و دستكي راه انداختي و فقط و فقط براي رضاي خدا كار ميكني اينقدر شعورمون نميكشه كه پولمون رو دو دستي بياريم تقديم شما عزيز تر از جان و معصومتر از ١٤ معصوم بكنيم. واقعا ميبيني ما چه ادمايي هستيم؟ ميايم تو مملكتي كه شما وكيل وصيع اون شدي و اصلا سايه ٢ ريالي رو تو هوا نميزنن و تازه مدعي هم هستيم. ما ملت ايران البته بلا نسبت شما( شما تكي واسه خودت) اصلا از زمين و زمان طلب كاريم، مخصوصا از امثال شما خادمان بشريت كه تمام هم و غمتون شده هدايت و سعادت ايراني ها.
    ببيند من قبول دارم كه ما اشتباه كرديم امديم كارتتون رو گرفتم و ديگه نيامديم خدمتتون چون فكر ميكرديم جنابعالي و امثالهم الان تو ذهنتون دارين درصد كمسيونتون رو بعضا به دلار و يورو حساب ميكنين در حالي كه بسي در اشتباه بوديم چون شما و اينحرفا؟؟ اصلا مگه ميشه؟؟ مگه داريم؟؟

  • دوست عزيز، همونطور كه به خودتون جرات ميديد و در مورد يك ملت كه دستتون تو جيب همون ملته مطلب مينويسيد و زير سوال مي بريد، جرات داشته باشيد و جوابيه ايي كه تو پيام قبلي براتون فرستادم رو در ادامه مطلبتون بگذريد و يا اينكه ياد بگيريد از كلمه ملت در جايگاه درستش استفاده كنيد.

    • دوست عزیز منظورتون شفاف بیان کنین مشکل ما چی بوده یا هست اینکه هزینه بابت خدمات خواستیم اشتباه کردیم ؟؟!! یا باید مثل این متن اولش چیزی نمیگفتیم‌کار زخمی میکردیم بعد هزینه بالایی میخواستیم‌و‌شما به اجبار هزینه پرداخت میکردین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *